پیشگفتار...
سلام.
هدف از تشکیل این میز گرد هدفمند کردن خواسته ها برای رسیدن به هدفی مشترک و البته درست است.
لطفا با ارائه نظرات خود در قسمت فلسفه فلاسفه در قالب درستی یا نادرستی و چراییه ان در رسیدن به هدف تشکیل این وبسایت سهیم باشید.
با تشکر.(روح اله)
یادش همیشه سبز....
شهید مطهری،جاذبه یا دافعه؟؟؟
هفت شهر عشق...
عطار در کتاب زیبای خویش منطقالطیر، آنها را اینگونه بیان میکند:
| گفت ما را هفت وادی در ره است | چون گذشتی هفت وادی، درگه است | |
| هست وادی طلب آغاز کار | وادی عشق است از آن پس، بی کنار | |
| پس سیم وادی است آن معرفت | پس چهارم وادی استغنا صفت | |
| هست پنجم وادی توحید پاک | پس ششم وادی حیرت صعبناک | |
| هفتمین، وادی فقر است و فنا | بعد از این روی روش نبود تو را | |
| در کشش افتی، روش گم گرددت | گر بود یک قطره قلزم گرددت |
اندیشه هگل...
فلسفه و روش او دیالکتیک است.
دیالکتیک فلسفه هگل عبارت بود از انتزاعی که در هنگام رویارویی دو نیروی متضاد در وقایع تاریخی و رویدادهای تعیینکننده در تاریخ به وجود میآمد.
برای فهم بهتر مطلب میتوان مثال ملموسی زد : یک آونگ را در نظر بگیرید هر گاه از تعادل خارج شود به اوجی در یک سمت میرسد سپس با سرعتی افزوده به سمت دیگر خواهد رفت و اگر نیرویی به آن وارد نشود این بار کمتر از بار قبل منحرف میشود تا در نهایت به تعادل میرسد . همین در جامعه انسانی از مسائل اجتمائی تا مسائل روزمره و تصمیمات ساده اتفاق میافتد . بدین معنی که هر تصمیمی وقتی در یک سمت از واقعیت قرار میگیرد منجر به صحیح به نظر رسیدن سمت دیگر واقعیت میشود ولی به هر حال روزی این نوسان به تعادل (یافتن واقعیت) میانجامد.
پوپر که بود؟؟؟
وی در ۲۸ ژوئیه 1902 در یک خانوادهٔ از طبقه متوسط و دارای مذهب یهودی که به مسیحیت پروتستان گرویده بود، زاده شد.
پوپر تربیت شده مکتب لوتری بود و از دانشگاه وین فارغ التحصیل شد. پدر او که از دانشگاه وین دکتری حقوق گرفته و در آنجا تدریس میکرد، دوستدار کتاب بود وتا ۱۴۰۰۰ کتاب در کتابخانه شخصی اش نگهداری میکرد. پوپر هم وارث این کتابخانه و هم ویژگیهای شخصیتی پدرش شد.
در سال ۱۹۱۹ جذب مارکسیسم شد و درنتیجه به انجمن دانشجویان مدرسه سوسیالیست پیوست. او همچنین به عضویت حزب سوسیال دموکراسی اتریش پیوست که در آن زمان به طور کامل ایدئولوژی مارکسیستی را پذیرفته بود. او به زودی براثر تأمل و اندیشه درباره موانع و اشکالات فلسفی تحمیل شده از ایده و تز «ماتریالیسم تاریخی» مارکس، تفکر مارکسیستی را رها کرده و به طرفدار سرسخت لیبرالیسم اجتماعی تبدیل شد.
هگل که بود؟؟؟
هگل در ۲۷ اوت 1770 میلادی در اشتوتگارت، واقع در جنوب غربی آلمان، به دنیا آمد. از کودکی در زمینههای گوناگونی مانند ادبیات، فلسفه، و موضوعات مختلف دیگر، به مطالعه میپرداخت و در این کار از حمایت و تشویق مادرش - که سهم فراوانی در پرورش فکری وی در کودکی داشت - برخوردار بود. پدر او از کارمندان دولت بود.
هگل شیفتهٔ آثار اسپینوزا، کانت، روسو و گوته بود. او تحصیلات دینی خود را در مدرسهٔ دینی پروتستان ادامه داد؛ جایی که با فیلسوف آینده فردریش شلینگ و شاعر فردریش هولدرلین همکلاس و دوست شد. این سه تن باهم در توجه به انقلاب فرانسه و انتقاد از فلسفه کانت همراه بودند.
کانت که بود؟؟؟
او در کونیگسبرگ در خانوادهای مسیحی از مذهب پرهیزکاران لوتری زاده شد. خانوادهٔ او ۹ فرزند داشتند و او فرزند چهارم آنان بود. در ۸ سالگی به اصرار پدر به دست کشیشی به مدرسه کونیگسبرگ رفت. او تا دانشگاه در این مدرسه سخت و خشک مذهبی درس خواند. او بعد از چند سال تدریس خصوصی به دانشگاه رفت و شروع به سخنرانیهای متعدد نمود. در این سالها کتابهایی در زمینه ریاضیات و دینامیک نوشت و منتشر کرد. پس از انتشار کتابهایی در زمینه کیهانشناسی به فلسفه روی آورد.
وی در ۱۲ فوریه ۱۸۰۴ میلادی درگذشت. در مراسم تشییع جنازه او، مردم از شهرهای مختلف آلمان گرد آمدند تا به استادی بزرگ ادای دین نمایند.
کانت در زندگی نظمی استثنایی داشت. او هر کارش را در ساعتی مخصوص به خود انجام میداد و ذرهای از آن تخلف نمیکرد. بین مردم شهرش این جمله رایج بود که: میتوانید ساعتتان را با کارهای کانت تنظیم کنید. او هیچ گاه ازدواج نکرد و به مسافرتی هم نرفت. وظایفش به عنوان مدرس دانشگاه ایجاب میکرد که همه بخشهای فلسفه را درس دهد و سالهای متمادی توان فکری خود را مصروف تدریس، انتشار کتابهای مختلف و مقالات کرد.
وی از هیوم و لایبنیتز تأثیر پذیری زیادی داشت و بر فلاسفه بعد از خود مانند هگل، و کلٌ جریان ایدهآلیسم آلمانی نیز تأثیر زیادی بر جای گذاشت.
اندیشه پوپر...
سلطان العارفین...
گفت: در آسایش بر خود ببستن و در پس زانوی محنت نشستن.
سه مرحله تصوف...
اهل تصوف سه چیز را به غایت اختیار كنند: اول جذبه، دوم سلوك، سوم عروج. ای درویش! جذبه عبارت از كشش است و سلوك عبارت از كوشش است و عروج عبارت از بخشش است. جذبه فعل حق است تعالی و تقدیس، بنده را خود میكشد، بنده روی به دنیا آورده است و به دوستی مال و جاه بسته شده است. غایت حق در میرسد و روی دل بنده میگرداند تا بنده روی به خدا میآورد.
"شیخ عزیز نسفی"
هفت وادی عرفان...
|
نخستـین گـام در میدان عرفان |
« طلب » باشد، طلب ای طالب آن |
|
بـه منـزلـگاه دوم« عــشق »بـایـد |
كه تا یابی نشان از مهر جانان |
|
به منزلگاه سوم« معرفت » هست |
كه با آن پیبری بر راز پنهان |
|
به منزلگاه چهارم بینیازی است |
كه « استغنا »ی جانیابی به دوران |
|
به منزلگاه پنجم نور « توحـید » |
بتابد بر دلت از عالم جان |
|
به منزلگاه ششم « حیرت » آید |
نصیب دل كه گردد عقل حیران |
|
بهحیرتچونفتادیزینرهیشوق |
« فنا » گردی و گردی عین جانان |
|
رفیعا پیر عرفان در حقیقت |
به جانان راه بنماید بدینسان |
|
بود این هفت وادی پیش پایت |
اگر خواهی كه رهیابی به پایان |
رفیع
تبلیغات 